
همیشه برای “ماندن ” دلیل هست …
و برای “رفتن” بهانه.
همیشه برای “خواستن” نیاز هست …
و برای “رد کردن”، مصلحت.
همیشه برای “داشتن” فضا هست …
و برای “نداشتن” تقصیر.این که سوار بر کدام کوپه این قطار شوی،
به پای ماندن و دست خواستن و عشق داشتنت، بر می گردد
اگر داری که بسم الله …
اگر نه، جهان پر است از “بهانه” و “مصلحت” و “تقصیر” بی صاحب !
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
خوش بحال کسانی که زنجیرنمیزنند
امازنجیری از پای گرفتاری باز میکنند
سینه نمیزنند
اماسینه دردمندی را از غم و آه نجات میدهند
اشک نمیریزند
اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند
سفره نمی اندازند
اما نان از سفره کسی نمیبرند
آنوقت با افتخار میگویند
یاااا حسـین
برچسب: یااااااااااا,
نویسنده: بهنام کریمیان
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
می گویند رسم زندگی چنین است
می آیند....
می مانند.....
عادت می دهند.....
و می روند....
و تو خود می مانی ....
و تنهاییت .....
رسم ما نیز چنین شد ...
آمدیم...
ماندیم ....
عادت کردیم
و حال که وقت رفتن است.....
می فهمیم که چه تنهاییم....
و رفتنی شدیم...
برگشته ایم تا چند سطر ترانه ی دلتنگی سر دهیم..
نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۵ساعت 5:7 توسط سیامک زندگانی|
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
خوش بحال کسانی که زنجیرنمیزنند
امازنجیری از پای گرفتاری باز میکنند
سینه نمیزنند
اماسینه دردمندی را از غم و آه نجات میدهند
اشک نمیریزند
اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند
سفره نمی اندازند
اما نان از سفره کسی نمیبرند
آنوقت با افتخار میگویند
یاااا حسـین
نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 6:26 توسط سیامک زندگانی|
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
همه گفتند:
رفت که رفت
این نشد یکی دیگر
ولی هیچکس نفهمید
"او که رفت جان بود"
مگر
آدم یک جان بیشتر دارد؟
نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 5:40 توسط سیامک زندگانی|
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
ما همیشه
یا جای درست بودیم در زمان غلط
یا جای غلط بودیم در زمان درست
و همیشه، همینگونه همدیگر را از دست داده ایم . . .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:44 توسط سیامک زندگانی|
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
حسرت واقعی را آن روزی میخوری
که میبینى به اندازه سن و سالت زندگى نکرده ای . . .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:47 توسط سیامک زندگانی|
برچسب:
نویسنده: بهنام کریمیان
در خیال من بمان؛
اما خودت برو …
آن که در خیال من است مرا دوست دارد …
نه مثل تو که بیخیال من است…
برچسب: خیال,خیال خام پلنگ من,خیال تو,خیالاتی,خیالی شدم از تنهایی,خیالت راحت به انگلیسی,خیال کن که غزالم,خیالی نیست شادمهر,خیال پرست,خیال خام,
نویسنده: بهنام کریمیان
جا نمازم را به سمتت بے وضو وا ڪرده ام
من خداے گمشـــده را تازه پیـــدا ڪرده ام
سوے مسجد رفته ام هربار،مقصودم تویے
من تعهّـد با تو در این خانه امضـــا ڪرده ام . . . !
برچسب: rfgi online,rfgi collections,rfgi complaints,rfgi fina,
نویسنده: بهنام کریمیان
دنیا ...
به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد نه به "آرزوهایت" پس شایسته ی آرزوهایت باش.
چه بسیار انسانها دیدم تنشان" لباس "نبود !
و چه بسیار لباسها دیدم که درونش" انسانی" نبود!
به هر کس" نیکی "کنی او را" ساخته ای" و به هر کس" بدی "کنی به او "باخته ای" پس بیا بسازیم و نبازیم.
برچسب: دنیا چت,دنیا جهانبخت,دنیا فنی زاده,دنیا غزل,دنیا اقتصاد,دنیا کامپیوتر,دنیا مدنی,دنیا نیوز,دنیا دنیا گونل,دنیا الوطن,
نویسنده: بهنام کریمیان